گویا در این میان تنها چیزی که بی ارزش است جان مردم است!در این خصوص باید مدعی شد حقیقت ماجرا یک فرمول ساده است،اکثر بیماران بیمارستان های دولتی از قشر پایین جامعه و نا آشنا با حقوق بیمار در بیمارستان ها و قوانین آن هستند بنابراین محکوم به خدمات و عملکرد ضعیف می شوند.

به گزارش پیک دانشجو بیمارستان ها به عنوان مرکز ارائه مراقبت های درمانی از عوامل تعیین کننده در توفیق شبکه های بهداشتی و عنصر نجات بخش در حیات یک جامعه به حساب می آیند،اهمیت عملکرد بیمارستان ها به حدی است که به جرات می توان این مراکز را قلب تپنده هر کشور دانست،چرا که بازیابی سلامتی و نجات هر بیمار بیانگر نجات یک جامعه است و قطع به یقین این بازیابی،سلامت و آرامش روانی جامعه را در پی خواهد داشت.

حال اگر بخواهیم این ارگان بسیار مهم و تاثیر گذار که جان با ارزش بیماران مستقیما وابسته به عملکرد آنان است را به دو دسته کلی تقسیم کنیم می توانیم از بیمارستان‌های دولتی و بیمارستان های خصوصی یاد کنیم و حال در خصوص بیمارستان های دولتی باید گفت:مکانی که قرار است محلی برای تسکین مشکلات و بیماری های مردم علی الخصوص قشر مستضعف و فقرا باشد،بیمارانی که خسته از پیچ و تاب سخت روزگار حال ناخواسته دچار بیماری شده اند! و نکته قابل تامل این ماجرا درست زمانی رقم میخورد که بیمار بعد از مراجعه به بیمارستان علی رغم تحمل درد و رنج بیماری باید شاهد بی توجهی مسئولین امر در بیمارستان های دولتی و عدم رسیدگی لازم به آنان باشند!

مگر نه اینکه نقش بیمارستان ها تنها در خصوص دستیابی به جامعه سالم ،بازگرداندن سلامت بیماران ،حفظ سلامت افراد و ارتقاء آنان خلاصه می شود؟!مگر بیمارستان ها وظیفه ای جز تامین سلامت و آرامش بیمار و توجه به درد آنان را به دوش می کشند؟! پس چرا و چگونه می شود که روز به روز به مشکلات پیش پا افتاده ای همچون وجود پرسنل های پرخاشگر،ویزیت و چک آپ بیماران توسط دکتر در پای تلفن،عدم حضور به موقع پزشکان که گاها با تاخیر چند روزه همراه شده است،نیروی انسانی ناکارآمد،نبود فضای مناسب جهت استراحت بیمار (گاها بستری در راهرو) و همراهان آنان و … مواجه می شویم! وضعیت برخی بیمارستان های دولتی که البته کمتر مسئول دولتی را می‌توان مشاهده کرد که برای بیماری خود و یا خانواده اش به آن جا مراجعه کند جای بسی تاسف دارد!گویا در این میان تنها چیزی که بی ارزش است جان مردم است!در این خصوص باید مدعی شد حقیقت ماجرا یک فرمول ساده است،اکثر بیماران بیمارستان های دولتی از قشر پایین جامعه و نا آشنا با حقوق بیمار در بیمارستان ها و قوانین آن هستند بنابراین محکوم به خدمات و عملکرد ضعیف می شوند.

یکی دیگر از ضعف های جدی حوزه بهداشت و درمان عملکرد بسیار ضعیف بیمه هاست! نظارت ضعیف بیمه ها مشکلات زیادی از جمله تحمیل هزینه های گزاف به بیمار،شکست طرح های درمانی مهم از جمله طرح تحول سلامت،وارد شدن برخی دارو و آمپول های مهم به بازار های آزاد،صدمه به داروسازان و … را در پی خواهد داشت.در حقیقت در مسئله بیمه نه تنها بیماران و کیفیت درمان آن ها تحت الشعاع قرار می گیرد بلکه اقتصاد کشور هم متضرر می شود،چرا که  این پروسه همچون زنجیره ای از بیماران،پزشکان،داروسازان و بیمارستان های دولتی به یکدیگر متصل است.

وقتی سازمان های بیمه گر در پرداخت مطالبات خود به درستی عمل نمی کنند فشار مضاعفی به داروخانه ها وارد می آید و از سوی دیگر این فشار نیز به بیمارستان ها و پزشکان تحمیل خواهد شد،از سویی وقتی شرکت ها و کارخانه های تولید دارو تحت فشار مالی باشند طبیعی است که در کیفیت داروها ممکن است تاثیر بگذارد و بیماران نتوانند داروهای مورد نیاز خود را تهیه سازند. ضعف در سیستم سازمان های بیمه گر و سازمان های خدمت  رسان دولت باعث کندی در عملکرد سیستم بیمارستان ها می شود.در این میان عملکرد بیمارستان های دولتی نیز پایین تر می آید و همین مهم نیز در دقت لازم برخی پزشکان تاثیر منفی می گذارد.

مسئله ای دیگر که پیک دانشجو در خصوص آن گزارش می دهد مبحث خجالت آور پورسانت پزشکان است!جامعه ای که در آن شفای بیماران توسط پزشک دغدغه طبیبان نیست،غالب شدن رابطه بجای ضابطه در حوزه درمان فاجعه ایست که قلب هر مسلمانی را به درد می آورد.

شاید برایتان پیش آمده باشد که پزشکتان شما را حتما به یک آزمایشگاه،رادیولوژی،سونوگرافی و یا فیزیوتراپی بخصوص ارجاع داده باشد!سپس شاهد عملکرد نسبی از آن مرکز شده اید و برایتان تعجب آور بوده که چرا این مرکز با این عملکرد متوسط،خوب و یا ضعیف به شما پیشنهاد شده است! آیا برایتان سوال پیش نیامده که چرا چنین است؟! چرا یک پزشک باید برای بیمار یک فیزیوتراپی یا آزمایشگاه بخصوص را نسخه بپیچد؟آیا می دانید در اکثر قریب به یقین این موقعیت ها پای یک رابطه در میان است؟! آیا می دانید که پای هیچ نظارتی در میان نیست؟ آیا می دانید این رابطه ها کمر مردم بی گناه را می شکند؟

در انتها باید گفت:درآمد بالای پزشکان در جامعه شهرت دارد و به طور کلی همه می دانند که پزشکان جز قشر مرفه جامعه به حساب می آیند. اما گاهی اتفاق می افتد که برطرف کردن جان انسان ها از سوی برخی پزشکان به نوعی تجارت تبدیل می شود و متاسفانه مشکل تکراری این مرز و بوم عدم وجود نظارت صحیح بر عملکرد نه تنها پزشکان بلکه دیگر ارگان های این حوزه از قبیل پیرا پزشکان،داروسازان و بیمارستان ها می باشد.در حقیقت حلقه مفقوده در نظام پزشکی ایران نه تجهیزات پزشکی است نه دارو و نه هیچ یک از ملزومات مرتبط به این نظام،بلکه حلقه مفقود شده در این خصوص اخلاق است! به امید آنکه روزی برسد که طبق گفته مقام معظم رهبری کاری کنیم تا بیمار جز دغدغه بیماری رنج دیگری را احساس نکند.

لینک کوتاه خبر: http://peykedaneshjoo.ir/?p=77821

این خبر را به اشتراک بگذارید :