آنهایی که از دور ناظر بوده ‏اند گفته ‏اند اندکی تامل کرد،بعد دیدیم آب نخورده بیرون آمد. آبها را روی آب ریخت.آنجا کسی ندانست که چرا ابوالفضل آب نیاشامید،اما وقتی بیرون آمد یک رجزی خواند که در این رجز مخاطب خودش بود نه دیگران.از این رجز فهمیدند چرا آب نیاشامید.دیدند در رجزش دارد خودش را خطاب می‏کند،می‏گوید:…

پبک دانشجو – حامد زبیراوی، نخـسـتـیـن فـرزنـد پـاک بـانـو ام البـنـیـن ، سـالار بـزرگـوارمـان ابـوالفـضـل العـبـاس ( عـلیـه السـّلام ) بـود کـه بـا تـولدش ، مـدیـنـه بـه گـُل نـشـسـت ، دنیا پرفروغ گشت و موج شادى ، خاندان علوى را فراگرفت . ((قَمَرى )) تـابـنـاک بـه ایـن خـانـدان افـزوده شـده بـود و مـى رفـت کـه بـا فضایل و خون خود، نقشى جاودانه بر صفحه گیتى بنگارد.
هـنـگامى که مژده ولادت عباس به امیرالمؤ منین ( علیه السّلام ) داده شد، به خانه شتافت ، او را در برگرفت ، باران بوسه بر او فرو ریخت و مراسم شرعى تولد را درباره او اجـرا کـرد. در گوش راستش اذان و در گوش چپ اقامه گفت . نخستین کلمات ، بانگ روحبخش تـوحـیـد بـود کـه بـه وسـیـله پدرش پیشاهنگ ایمان و تقوا در زمین ، بر گوشش نشست و سرود جاویدان اسلام ، جانش را نواخت :((اللّه اکبر… لا اله الاّ اللّه )). این کلمات که عصاره پـیـام پـیـامبران و سرود پرهیزگاران است ، در اعماق جان عباس جوانه زد، با روحش عجین شـد و بـه درخـتـى بـارور از ایمان بدل شد تا آنجا که در راه بارورى همیشگى آن ، جان بـاخـت و خـونـش را بـه پـاى آن ریـخـت . در هـفتمین روز تولد نیز بنا به سنّت اسلامى ، حـضرت ، سر فرزند را تراشید، همسنگ موهایش ، طلا (یا نقره ) به فقیران صدقه داد و هـمـان گـونـه کـه نـسـبـت بـه حـسـنـیـن ( عـلیـهـمـا السـّلام ) عمل کرده بود، گوسفندى به عنوان عقیقه ذبح کرد.(۱)
سال تولد
برخى از محققان برآنند که حضرت ابوالفضل العباس ( علیه السّلام ) در روز چهارم ماه شعبان سال ۲۶ هجرى دیده به جهان گشود.

نامگذارى
امـیـرالمـؤ مـنـیـن ( عـلیـه السـّلام ) از پـس پرده هاى غیب ، جنگاورى و دلیرى فرزند را در عرصه هاى پیکار دریافته بود و مى دانست که او یکى از قهرمانان اسلام خواهد بود، لذا او را عـبـاس (دُژم : شـیـر بـیـشـه ) (۲) نـامـیـد؛ زیـرا در بـرابـر کـژیـهـا و بـاطـل ، ترشرو و پرآژنگ بود و در مقابل نیکى ، خندان و چهره گشوده . همان گونه که پـدر دریـافـتـه بـود، فـرزنـدش در مـیـادیـن رزم و جـنـگـهـایـى کـه بـه وسـیـله دشـمنان اهـل بیت ( علیهم السّلام ) به وجود مى آمد، چون شیرى خشمگین مى غرّید، گردان و دلیران سـپـاه کـفر را درهم مى کوفت و در میدان کربلا تمامى سپاه دشمن را دچار هراس مرگ آورى کرد. شاعر درباره حضرتش مى گوید:
((هـراس از مـرگ ، چـهـره دشـمـن را درهـم کـشـیده بود، لیکن عباس در این میان خندان و متبسم بود)). (۳)

ابوالفضل :
از آنـجـا کـه حـضـرت را فـرزنـدى بـه نـام ((فـضـل )) بـود، او را بـه ((ابـوالفـضـل )) کـنـیـه داده بـودنـد. شـاعـرى در سـوگ ایـشـان مـى گـویـد: ((اى ابـوالفـضـل ! اى بـنـیانگذار فضیلت و خویشتندارى ! ((فضیلت )) جز تو را به پدرى نپذیرفت )). (۴)
ایـن کـنـیـه بـا حـقـیـقـت وجـودى حضرت هماهنگ است و او اگر به فرض ‍ فرزندى به نام فـضـل نـداشـت ، بـاز بـه راستى ابوالفضل (منبع فضیلت ) بود و سرچشمه جوشان هر فـضـیـلتـى بـه شـمـار مـى رفـت ؛ زیـرا در زنـدگـى خـود بـا تـمـام هستى به دفاع از فضایل و ارزشها پرداخت و خون پاکش را در راه خدا بخشید.
حـضرت پس از شهادت ، پناهگاه دردمندان شد و هرکس با ضمیرى صاف او را نزد خداوند شفیع قرار داد، پروردگار رنج و اندوهش را برطرف ساخت .

باب الحوائج :
یـکـى از مشهورترین و آشناترین لقبهاى ابوالفضل (علیه السلام ) در میان مردم ((باب الحوائج )) است .
آنـان بـه ایـن مـطـلب یقین دارند که دردمند و نیازمندى قصد حضرت را نمى کند، مگر آنکه خـداونـد حـاجـت او را بـرآورده و درد و اندوهش را برطرف مى سازد و گره مشکلات او را مى گـشـایـد. پـسـرم ((مـحمد حسین )) نیز قصد درِ خانه حضرت کرد و رفع مشکلاتش را از او خواستار شد که دعایش برآورده شد و خداوند رنج و اندوهش را برطرف ساخت .
ابـوالفـضـل نـسـیـمـى از رحـمـتـهـاى الهـى ، درِ رحـمـتـى از درهـایـش و وسـیـله اى از وسایل اوست و او را نزد خداوند منزلتى والاست . این موقعیت ، نتیجه جهاد خالصانه در راه خـدا و دفـاع از آرمـانـهـا و اعـتـقـادات اسـلامى و پشتیبانى از سالار شهیدان در سخت ترین شرایط است ؛ دفاع از ریحانه رسول خدا تا آخرین مرحله و جانبازى در راه اهداف مقدسش . ایـنـها برخى از لقبهاى حضرت است که ویژگیهاى شخصیت بزرگ و صفات نیک و مکارم اخلاق او را بازگو مى کند.(۵)

آیت‌الله مجتبی تهرانی: می‌خواهم برای امام زمان روضه عباس(ع) بخوانم

یکسال آیت الله تهرانی همان ابتدای سخنرانی شب تاسوعایش گفت: «امشب می‌خواهم برای یک نفر روضه بخوانم». چند بار این جمله را در اواسط سخنرانی تکرار کرد. وقتی به ذکر مصیبت رسید گفت: «حالا می‌خواهم برای امام زمان روضه عباس(ع) بخوانم»

مجالس آیت الله مجتبی تهرانی همیشه شلوغ و پر رونق بود. جوان‌هایی بودند که پای ثابت مجالس هفتگی، ماه رمضان و محرم و صفر بودند، اما افرادی هم بودند که مناسبت‌های خاصی مثل شب‌های قدر را در محضر آیت الله تهرانی می‌گذراندند. در میان همه این ایام شبی بود که همه مقید بودند در جلسه حاج آقا باشند. شب تاسوعا بود. شبی که خیلی خاص بود.
یکسال آیت الله تهرانی همان ابتدای سخنرانی شب تاسوعایش گفت: «امشب می‌خواهم برای یک نفر روضه بخوانم». چند بار این جمله را در اواسط سخنرانی تکرار کرد. وقتی به ذکر مصیبت رسید گفت: «حالا می‌خواهم برای امام زمان روضه عباس(ع) بخوانم» و ماجرا شروع شد. این بود که مجلس روضه حضرت اباالفضل(ع) را در مدرسه نور خیابان ایران خاص کرده بود.
آیت الله تهرانی در سال ۹۱ به رحمت خدا رفت. محرم آن سال فقط یکی دو شب توانست به مجلس بیاید. ویدئوی زیر مربوط به شب تاسوعای سال  ۱۳۹۰است، یعنی آخرین شب تاسوعایی که آیت الله تهرانی روضه حضرت عباس(ع) را خواند.

دریافت.mp4

ماجرای شهادت حضرت عباس(س) به روایت رهبر معظم انقلاب

دریافت.mp3

علت نجنگیدن حضرت عباس(ع) در روز عاشورا

کرامات حضرت عباس (ع) مصیبت وارده

سقای ادب/شهادت حضرت اباالفضل العباس (ع)+تصویرسازی

حرم حضرت ابوالفضل العباس (علیه السلام)/ متولیان حرم حضرت ابوالفضل العباس(علیه السلام)

آرامگاه مطهر قمر بنی هاشم(ع) در طول تاریخ

حضرت اباالفضل العباس (ع) و دیدگاه ها

مقام علمی حضرت عباس(علیه السّلام)

شخصیت معنوی حضرت عباس علیه السلام :

نقش ‏آفرینی حضرت عباس(ع) در حماسه عاشورا

عظمت‏ حضرت عباس (ع) و عزای مادر

مداحی و روضه ویژه شهادت حضرت عباس (ع)

مقتل خوانی و روضه حضرت عباس – حاج سلیم موذن زاده

دریافت.mp3

حسین فخری / چه سان روم به خیمه خدا بدون عباس

دریافت.mp3

میثم مطیعی/ تماشایی دارد از خیمه طلوع ماه بنی هاشم

دریافت.mp3

روضه حضرت عباس (ع) مرحوم کافی

دریافت.mp3

میثم مطیعی/ ای سلطان ادب + وَداعاً یا صَدیقی

دریافت.mp3

پی نوشت:
۱ قمر بنى هاشم .
۲- منتهى الارب .
۳- عـبـسـت وجـوه القـوم خـوف المـوت والعباس فیهم ضاحک متبسّم
۴- ابـا الفـضـل یـا مـن اسـّس الفضل والابا ابى الفضل الاّ ان تکون له ابا
۵- بـراى حـضـرت تـا شـانـزده لقـب بـرشـمـرده انـد (ر . ک : تـنـقـیـح المقال ، ج ۲، ص ۱۲۸).

کلیدواژه ها :
لینک کوتاه خبر: http://peykedaneshjoo.ir/?p=76389

این خبر را به اشتراک بگذارید :